شما می توانید با جستجو واژه حقوقی مورد نظر خود در دیکشنری حقوقی آنلاین زیر معنای لغت حقوقی مورد نظر خود را پیدا نمایید. در این لغت نامه حقوقی واژه ها بر اساس حروف الفبا انگلیسی مرتب شده است. همچنین شما می توانید از طریق این فرم در راستای توسعه ، اصلاح و افزودن لغات حقوقی جدید مشارکت نمایید.

لغات نامه حقوقی انگلیسی به فارسی و فارسی به انگلیسی

یکی از ویژگی های مهم این لغات نامه حقوقی امکان ترجمه و معنای لغات حقوقی از انگلیسی به فارسی و همچنین از فارسی به انگلیسی است. به نحوی که اگر به دنبال معادل انگلیسی یک لغت حقوقی فارسی هستید شما می توانید با جستجو آن لغت در این لغت نامه حقوقی به صورت آنلاین در کمترین زمان به نتیجه مدنظر خود برسید.

A
Abets
معاونت کردن
Accuser
شاکی ، مدعی
Acquittal
تبرئه
Action
اقدام ، دعوی
Adult
بالغ ، کبیر ، بزرگسال
Adultery
زنا
Advice
مشاوره حقوقی ، اطلاعیه
Affront
توهین کردن ، هتاکی کردن
Agreement
قرارداد ، توافق ، معاهده
Approach
رویکرد ، دیدگاه
Argue
استدلال
Assault
حمله
Assembly
مجلس ، انجمن ، اجتماع
Assent
رضایت دادن ، موافقت ، رضایت ، پذیرش
Assistance
معاونت
Assume
قبول کردن ، پذیرفتن
Avoid liability
سلب مسئوليت
appeal
تجدید نظر
Abettor
معاون جرم
B
Benefit
منفعت ، سود
Bill
دادخواست ، برات ، اسکناس ، لایحه
Blood money
خون بها ، دیه
bigamy
چند همسر داشتن ، تعدد زوجات
C
Causation
علیت ، علت
Charter
اساسنامه ، منشور ، سند
Coincidence
انطباق
Compensate
خسارات
Confiscate
مصادره
Conspirator
توطئه گر ، دسیسه کار
Contract
قرارداد
Convict
محکوم کردن
Counsels
مشورت کردن
Custody
بازداشت
circulars
بخش نامه
coincidence
اقتران
comity
خوش رویی ، نزاکت
commercial law
قانون تجارت ، حقوق تجارت
counter offer
ایجاب متقابل
crime‐Quasi
شبه جرم
D
Decedent
متوفی
Decency
عفت عمومی
Defence of drunkenness
دفاع مستی
Depart
عدول کردن
Deprive
محروم كردن
Deprive
محروم كردن
Deserving
سزاوار بودن ، شایسته بودن
Deterrent
بازدارندگی
Deterrent
بازدارندگی
Differences
اختلافات
Discourage
جلوگیری
Discretion
صلاحدید
Disorder
بي نظمی
Disrepute
بی اعتبار
Disturbed
مزاحم شدن
Duress
اكراه
defence
دفاع
duress
اجبار ، اکراه
E
Employer
كارفرما
Encouragement
تشویق
Enhances
آگاهی
Equity
انصاف ، تساوی حقوق
Error in law
اشتباه حکمی
Estate
ماترک ، گروه ، املاک ، اموال
Evidence
مدرک ، دلیل
Excusable
قابل بخشش
Execute
اجرا کردن ، انجام دادن ، عمل کردن
Expense
هزینه ، خرج
exhaustion
توسل
F
Fatal
مهلک ، کشنده
Fault
تخلف
Fines
جریمه
Firm
تجارتخانه ، شرکت بازرگانی ، شرکت
Forbid
ممنوع کردن ، قدغن کردن ، منع کردن
Fraud
کلاهبرداری ، تقلب ، تدلیس ، فریب
flee
گریختن ، فرار کردن
H
Heard
استماع دادرسی
High court
دادگاه عالی
Hoped
امید بخش
Horrifying crimes
جرائم ترسناک / هولناک
I
Immoral conduct
رفتار غیر اخلاقی ، رفتار خلاف اخلاق حسته
Implicit
ضمنی
Imposed
تحميل شده
Incapacity
عدم اهليت ، عدم صلاحیت
Influence
اعمال نفوذ
Insanity
جنون
Institutions
موسسات ، نهاد ها
Intervene
مداخله ، دخالت کردن
Intervention
مداخله
Intoxicated
مست بودن ، مستی
J
Judicial
قضایی
Justified
پذیرفتنی ، موجه
joint stock company
شرکت سهام عام
judiciary
قوه قضائیه ، نظام قضایی
jurist
حقوقدان
K
Kick-back
رشوه ، حق حساب
L
Lessee
مستاجر
Lessor
موجر ، اجاره دهنده
Libel
تهمت زدن ، افترا زدن ، بهتان
Loaner
وام دهنده ، مقرض
legislation
قانونگذاری ، قانون
letter of the law
نص قانون
liability
مسئولیت
liable for damage
مسئول خسارت
liquidator
مدیر تصفیه
M
Malice
سوء نیت ، قصد بد داشتن ، قصد سوء ، بدخواهی
Mandatory
اجباری
Manslaughter 
قتل غیر عمدی
Medical
پزشكي
majority vote
رای اکثریت
market value
ارزش بازار
mediation
میانجیگری ، پادرمیانی
menace
تهدید
N
Nature
ماهيت
nationals
اتباع ، شهروندان
naval arms
تسلیحات دریایی
nullity
بطلان ، ابطال
O
Obvious
بديهي
Offenders
مجرمان
oath
قسم
obligation
تعهد
obsolete
منسوخ ، نسخ شده
omissions
ترک فعل
ordinance
آیین نامه
ownership
مالکیت
P
Parol
شفاهی ، کلامی ، لفظی
Penal
کیفری ، جزایی
Penology
کیفر شناسی
Perfer
ترجیح دادن ، تعقیب کردن دعوی
Perjury
شهادت کذب ، گواهی دروغ
Policing
حفظ نظم و آرامش در جامعه
Premium
حق بیمه
Presume
استنباط کردن ، فرض کردن
Principal offenders
مجرمان اصلی ، متخلفان اصلی
Principles
اصول
Prison
زندان ، محبس
Private law
حقوق خصوصی
Probation
تعلیق ، عفو مشروط
Procure
تحصیل کردن ، بدست آوردن
Progress
توسعه ، پیشرفت
Proof
مدرک ، دلیل ، برهان ، گواه
Prove
ثابت کردن ، ثابت شدن ، اثبات کردن
Provisional arrest
بازداشت موقت
Public
عمومی ، علنی ، مردم ، دولتی ، ملی
Public decency
عفت عمومی ، نجابت عمومی
Public policy
نظم عمومی
Publicity
اعلام عمومی
Punishment
مجازات
Pursuit
تعقیب
R
Ratification
تصویب ، تنفیذ ، تایید
Rational
عقلایی ، معقول
Re-offending
تکرار جرم
Realm
حوزه ، قلمرو
Rehabilitation
اعاده وضع
Representative
نمايندگی ، نماینده
Representative
نمايندگی
Requirement
شرط ، الزام
Resident
ساکن ، مقیم
Resolve
حل و فصل کردن
Restitution
جبران خسارت
Retribution
قصاص ، کیفر
Retributive
کیفری
Revenge
انتقام
Review
تجدید نظر
Role
نقش
reconciling
مصالحه
redress
جبران خسارت
remission
معافیت ، گذشت ، عفو
S
Security
امنیت
Seller
فروشنده
Sentencing
محکومیت
Sign
امضا کردن ، اشاره کردن
Spouse
همسر
Stages
مرحله ، مراحل
Stated
بيان شده
Statute
قانون موضوعه ، قانون مصوب مجلس
Substantial
اساسی ، اصلی ، مهم
self-defence
دفاع مشروع
self-help
خود یاری
survey
برآورد کردن ، مساحی کردن
suspect
مظنون
T
Theft
دزدی ، سرقت
Thief
سارق ، دزد
Third party
شخص ثالث
Trade
داد و ستد ، تجارت ، بازرگانی
Trafficking
قاچاق
tacit
ضمنی ، تلویحی
tax
مالیات ، عوارض
V
Value
اعتبار
Vital
ضروری ، حیاتی
Volatile
بی ثبات ، متغیر
Volition
از روی اراده ، ارادی
vitiate
بلا اثر کردن ، باطل کردن
W
Withhold
خودداری کردن ، منع کردن ، دریغ کردن
Witness
شاهد ، گواه ، مدرک ، شهادت دادن ، شهادت
Wording
سیاق
Wounded
مجروح ، جریحه دار
Wounding with intent
جرح عمدی ، صدمه زدن و ایراد جرح به صورت عمدی به شخصی
Written pleadings
لوایح کتبی
Wrong
تخلف ، خطا ، اشتباه
Wrongdoer
خطا کار ، متخلف ، مجرم
Wrongful Act
عمل نادرست ، عمل تخلف آمیز
wield
عنوان کردن
Y
youth services
سازمان خدمات جوانان